فـــــدای
صـــــــداقت بی ســـــــوادی
کــــه
وقتی ازش پرســیدند
عـشق چـند حرفه ؟
گفت:
چهار حرفه!
و همه بهش خندیدند
امــــــا زیــــــر لـــــــب
زمــــــــزمه مـــی کرد :
حسـین ،
حسـین ،
حـسین ،
حســـیـن ...
صَلَ اللهُ عَلَیک
یا سَیِدَنَا الغَریب
سَیِدَنَا المَظلوُم
سَیِدَنَا العَطشان
سَیِدَنَا العُریان
یا مظلوم یا اباعبدالله
==============
شمر دستش پراست بندت را به پشت میچرخاند
نیزه ایی آن حرام زاده زدو نیزه را به مشت میچرخاند
==================
بیادِ روضه یِ قتلگاه
من آمدم برای شما نوکری کنم
من را خدا برای همین آفریده است
مولای من..
شکر خدااا که با همه یِ رو سیاهی أم
"زهــرا" مرا برای حسینش خریده است
زیبا…
و باشکوه…
بلیغ… و استوار…
دقیق… محکم… و عمیق…
دشمن شکن!… مظلوم… و مقتدر…
قدیمی، جدید… روزی عقیق و روزی حدید…
دوست دارم بنوسیم؛… از بای «بسم الله» تا آخر…
امام خامنه ای وقتی سخنرانی می کند، همه اش «تیتر یک» است…
درمکتب علی(ع) عطر نهج البلاغه دارد سیدعلی…
این روزها دل ما خود یک پا «رسانه» است…
چه می شود کرد؟! «آقا»یی داریم…
از جمله، جمال می باراند…
و از کلمه، کمال…
«آزادانه»…
محکم…
بدا به حال قومی که بی علی علیه السلام شده اند …
باید دانست که در این «در سجده مردن» چه رازی نهفته است و در این ایستاده زیستن! باید پی به این راز برد که چرا کعبه زادگاه کسی میشود ومسجد، شهادت گاهش؟
بی شک آنکه نخستین نفس را در خانه خدا خویش فرو دارد، آخرین را نیز شایسته است در خانه خدا بازدم کند؛ که این عین،رستگاریست؛
پس حقیقت گفت که: فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَه. و او رستگار شد اما …
وای بر قافله های بی قافله سالار!
عنان کاروان آیا زین پس به دست چه کسی خواهد افتاد؟!
بدا به حال قومی که بی علی علیه السلام شده اند …
طعم تلخ بی علی بودن را حتی امروز میتوان چشید؛
" طمعی که قرن هاست زاده میشود ...
میخواست برگرده جبهـﮧ ...
بهش گفتم:
تو بـﮧ اندازه سنّت خدمت کردے ، بذار اونایے برن جبهـﮧ کـﮧ نرفتن !
چیزے نگفت و ساکت یـﮧ گوشـﮧ نشست…
وقت نماز کـﮧ شد، جا نمازم رو انداختم کـﮧ نماز بخونم ؛
اومد و جانمازم رو جمع کرد ...
خواستم بهش اعتراض کنم کـﮧ گفت:
این همـﮧ بے نماز هست! اجازه بده کمے هم بے نمازها، نماز بخونند !
دیگـﮧ حرفے برا گفتن نداشتم !
من ار به قبله رو کنم، به عشق روی او کنم
اقامه نـــــــــــمــاز را، بــــــه گفتگوی او کنم
گر از وطن سفر کنم، سفر به سوی او کنم
ز حج بیت بگذرم، طــــــــــــواف روی او کنم
"یا مهدی (عج الله، ادرکنی)"
هفتــ پشتــ م در هــراسِ روزِ مـح ــــشر غصــﮧ داشت ..
یا ♥ حـــســیــن ♥ﮮ گفتــم و خیــرش بــﮧ اجــدادم رسید!
پیامبر گرامی اسلام(ص) دخترش را فاطمه نامید. فاطمه وصفی از مصدر فَطم است. فَطم در لغت عرب به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده است. این صیغه که بر وزن فاعل، معنی مفعولی میدهد به معنی بریده و جدا شده است.
فاطمه از چه چیز جدا شده است؟ در کتابهای شیعه و سنی روایتی میبینیم که پیامبر فرمود: او را فاطمه نامیدم چون خود و ذرّیهاش یا به عبارتی خود و شیعیانش از آتش دوزخ بریده شدهاند.
(بحارالانوار، ج 3، ص 18)
فتال نیشابوری ضمن حدیثی از امام صادق(ع) آورده است که «فُطِمَت فاطِمَةُ مِنَ الشَّر» (روضةالواعظین، ص 148) چون از بدیها بریده شد او را فاطمه نامیدهاند. این احادیث جنبة کلامی دارند. شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از امام سجاد(ع) میفرماید: علت نام نهادن فاطمه این بود که خداوند اراده فرموده که خلافت و امامت در ذریۀ او استقرار یابد و طمع دیگران در خلافت قطع گردد. این بُعد سیاسیِ وجه تسمیة ایشان میباشد. و اما عرفا معتقدند که وجه تسمیه فاطمه تنهایی او و نداشتن کفو و همتاست و اگر علی(ع) نبود برای او کفوی وجود نداشت که او از ماسوی الله بریده شده و به الله پیوند خورده است. فاطمه مستغرق در حضرت دوست بود.
«مادرم فاطمه را دیدم که شب جمعه در محرابش به عبادت ایستاده بود. او پیوسته در حال رکوع و سجود بود تا سپیدى صبح پدیدار گشت. مىشنیدم که براى مردان و زنان مؤمن با ذکر نامشان دعا مىنمود، اما براى خودش دعایى نمىکرد و از خداوند چیزى نمىخواست.»
تاریخ شهادت حضرت زهرا(س)در روایات مختلفی متفاوت است و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) بیان شده است. اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(ص) یا نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان.
مرحوم شیخ عباس قمی روایت می کند که محب حضرت علی از دنیا نمی رود مگر این که در همین دنیا به دست مولا از آب کوثر می آشامدو پس از پاک شدن جان می دهد . آب کوثر همان محبت زهرا است .
گرچه مصیبت جدمان بزرگترین بلا بوده اما مصیبت جدمان علی و مادرمان زهرا (س)
« اضحی و أمر» بود؛یعنی تلختر و وحشتناک تر .